السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

172

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

در قرآن كريم به پستى كار قوم ثمود اشارت بسيار رفته است و پيامبر ( ص ) خطاب به امير المؤمنين ( ع ) مىفرمايند : شقىترين انسانهاى اوليه همان كسى بود كه ناقة صالح را پى نمود و در ميان امت من پست‌ترين مردم همان كسيست كه خون سرخ تو را بر چهره‌ات جارى ساخت . [ 1 ] از ميان متأخرين كسانى بوده‌اند كه سعى كردند با توجه به فرمايش پيامبر ( ص ) و در وجوه انطباق شهادت امير المؤمنين ( ع ) با ناقه صالح كتابهايى را تأليف نمايند . چرا كه على ( ع ) خود از آيات الهى بود كه خداوند وجود مقدسش را به وسيله پيامبر ( ص ) به مردم معرفى نمود همانطور كه خود آنحضرت مىفرمايند : اى آية اعظم منى كه اين آيه را برتر از وجود من خواهيد يافت ابن ابى الحديد معتزلى گويد : بعد از طوفان نوح تا به امروز در ميان اقوام عرب و عجم و ترك و روم و غيره مردان شجاع بسيارى قدم به عرصه وجود نهادند اما هيچكدام به مانند على ( ع ) نبودند بلكه حتى در يكى از ويژگيهاى كمال نيز نتوانسته‌اند با او هم سنگى نمايند . صاحب كتاب قدسيان به نقل از دانشمندان عامه مىگويد : جبرئيل به پيامبر ( ص ) فرمود : خداوند على ( ع ) را در باطن همراه تمام انبياء نمود ولى در مورد تو اين همراهى بروز و ظهور داشت . و اما پيرامون وجوه مشترك على ( ع ) و ناقه صالح بايد گفت : همچنانكه تولد على ( ع ) از ميان صخره‌اى در كعبه شروع گشت همينطور ناقه صالح نيز از ميان صخره‌ها سر برون آورد ، در حالى كه هيچ پيامبرى و يا جانشين آنها چنين امتيازى نداشت . همچنين امير المؤمنين ( ع ) در طول زندگانيش با توجه به دانشها و حكم الهى همواره چشمه علم و معرفت را در دل مردم فروزان و جوشان نگاه مىداشت به اين صورت ناقه صالح نيز هر روز مردم را از شير خود سيراب مىنمود . و اما همچنانكه عامل اصلى تحريك قتل على ( ع ) زنى بود بنام « قطامة » ، در داستان پى كردن ناقه صالح نيز زنى ملعون بنام « زرقاء » نقش اساسى را ايفاء نمود و

--> [ 1 ] قصص الانبياء ابن كثير - ص 113 .